هالیوود-آسیا: مصاحبه با کری مولیگان ، ستاره زن آینده دار

Tainynews – یکی از اعضای انجمن مطبوعات خارجی هالیوود ، سرژ راخلین به طور انحصاری برای هالیوود – پروژه آسیا از AKIpress و مدیر جشنواره فیلم لس آنجلس Asel Sherniyazova با بازیگر زن کری مولیگان در بازی در فیلم زن آینده دار صحبت کرد.

پرسش: زن جوان وعده دهنده یک فیلم واقعاً جذاب است زیرا این خط خوب را بین این درام باورنکردنی درون گرایانه طی می کند اما این دریچه های انتشار کمدی را در سراسر خود دارد. لطفاً در مورد لحن فیلم برای خود به عنوان شخصیت عنوان صحبت کنید.

– من فکر می کنم چیزی که کمدی را بسیار درخشان می کند و شاهدیم بازیگران دیگر آن را انجام می دهند فقط چنین رفتاری است ، این تنها در صورتی جواب می دهد که واقعاً راستگو باشید. چیزی که درخشش تماشای جنیفر کولیج بود این است که وقتی جنا برای اولین بار در مورد شغل خود در میز شام صحبت می کند بسیار خنده دار است زیرا او کاملا در آن زندگی می کند و کاملاً واقعی به نظر می رسد اما کاملا پوچ است. اما برای من چنین احمقانه ای بود که توسط کمدین ها احاطه می شدم و بدلیل بداهه پردازی در صحنه و همچنین سبکی که در تضاد با چیزهای تاریک بود ، این نوع رفتار یک نوع رفتار بود زیرا بدیهی است که ما با یک موضوع حساس روبرو هستیم. بنابراین ، این نوعی شوخ طبعی است که با چیزهای واقعاً تاریک و سبک زندگی متعادل کننده آن سر و کار دارد. و من فکر می کنم بخشی از تجربه تماشای فیلم … بخشی از شرم تصور می کنم که این فیلم احتمالاً اکران سینمایی کمتری داشته باشد زیرا ممکن بود در صورت اتفاقات متفاوت امسال اتفاق افتاده باشد ، بخشی از این تنش و اکران است و لحظات تاریک تر و خنده هایی که به عنوان مخاطب دارید وقتی که خودتان تماشا می کنید کمی دشوارتر است. اما بله ، برای من جنبه کمدی فکر می کنم ، این باعث می شود که شما دائماً پا اشتباه باشید ، هرگز واقعاً احساس نمی کنید … دقیقه ای که در فیلم احساس امنیت می کنید دوباره ناامن هستید. اما همچنین ، این باعث می شود کمی تسکین پیدا کنید زیرا موضوع به وضوح دشوار است.

– شخصیت شما این همه گناه را نسبت به کارهای بدی که کسی با دوستش کرده است دارد …

– بله ، من فکر می کنم او کاملا احساس گناه می کند. و زمرد [film director Fennell] و من اغلب در مورد این ایده صحبت کرده ام که لزوماً اعتقاد ندارم این راهی است که او باید از جانب خودش طی کند اما این اتفاقی است که برای شخصی افتاده است که او در دنیا بیشتر دوستش داشته است.

– آیا در زندگی خود بازتاب بیشتری نسبت به افراد بیرون داشتید؟

– قطعاً ، و من فکر می کنم بخشی از آنچه در فیلم فوق العاده است این است که این فیلم تعلیمی نیست و همچنین هیچ شرور مناسبی وجود ندارد ، افرادی هستند که فکر می کنند افراد خوبی هستند که به آنها گفته می شود کارهای بدی انجام داده اند یا شاید آنها خیلی خوب نباشند و من فکر می کنم بسیاری از این فیلم بسیار آشنا به نظر می رسد زیرا بسیاری از وقایع در این فیلم اتفاق می افتد … اول از همه در زندگی روزمره ما اتفاق می افتد و ما به نوعی با این رشد کردیم اما همچنین ، این را در بسیاری از فیلم ها دیده ایم ، ما فقط آن را از زاویه دیگری دیده ایم. ما مردی را در یک بار مشاهده کرده ایم که دختری واقعاً مست را انتخاب می کند و فکر می کند که این شانس برای از دست دادن بکر بودن است. این همه خط اصلی فیلم های بسیاری بوده است که ما با تماشای آنها بزرگ شده ایم. و بنابراین من هم از نظر تجربه شخصی خودم در این باره و هم از خندیدن و دیدن آن برایم خنده دار فکر کردم و فکر می کنم بعد از آن به طرق مختلف به طور قطع برای همه کمی غذا فراهم می کند.

من فکر می کنم قطعاً به شیوه ساخت و نگارش فیلم و قطعاً در نحوه طراحی آن ، کاسی من نماینده بسیار زیادی از یک فرشته انتقام جوی است و او رستگاری را ارائه می دهد اما او همچنین پیشنهاد می کند … مجازات هم دارد. برای من کاملاً مهم بود که نوع ماندن بر انسانیت او متمرکز باشد و سعی نکنم با این اصطلاحات فکر کنم زیرا این فیلم از نظر ظاهری و احساسی و با عناصر موسیقی کمی ارتقا یافته است ، من می خواستم اطمینان حاصل کنم که کاسی حتی در میان این محیط و حتی با کارهای عجیب و غریبی که انجام می داد ، کاملاً واقعی به نظر می رسید ، من می خواستم این احساس را داشته باشد که احساس می کند مانند یک فرد تنفس زنده و دارای سابقه واقعی است. و بنابراین برای من فکر می کنم هر صحنه بسیار شخصی است ، من چنین دلیل شخصی داشتم که چرا هر یک از این افراد قرار است این درس را به آنها آموزش دهند و بسیاری از اینها با Emerald می فهمید که این شخصیت ها چگونه رفتار کرده اند واقعه اتفاق افتاد بنابراین ، ما به تفصیل درمورد واکنشی که رئیس دانشگاه داشت ، با بازی کانی بریتون ، فکر کردیم و به این فکر کردیم که چگونه شخصیت آلیسون بری در بحث من و زمرد چقدر سابقه داشته است که وقتی صحبت از صحنه های آنها می شد ، احساس می کردم واقعاً شخصی بین شخصیت کاسی و آلیسون و شخصیت کاسی و رئیس چون او به خاطر می آورد مثل دیروز روشی بود که آنها آن را رد کردند و نحوه برخورد با نینا (دوستش) و همه اتفاقاتی که منجر به مرگ نینا شد. من فکر می کنم نوعی وسواس درمورد آن به شکلی که شوکه شده و نوع ساخت آن باعث می شود چنین حسی داشته باشد اما برای من به عنوان یک بازیگر همیشه سعی می کردم احساس آن را بسیار کوچک و بسیار متمرکز بر حقیقت داشته باشم. اما درخشش کاری که زمرد می تواند انجام دهد مدیریت عملکرد با جزئیات دقیق و همچنین تصویر بزرگتر در زیبا جلوه دادن فیلم و بسیار سبک وارانه و متفاوت بودن فیلم است.

– وقتی آن صحنه های وحشتناک را می خوانید و بعداً بازی می کنید ، خیلی شما را متزلزل می کند یا فقط آن را به عنوان اجرا انجام می دهید؟

– من فکر می کنم در اینجا چند نکته وجود دارد که من به نوعی احساس می کنم … من احساس مسئولیت بسیار شدیدی کردم که این کار را درست انجام دهم و عدالت را رعایت کنم زیرا این تجربه ای است که بسیاری از مردم هر روز تجربه می کنند. و من می خواستم آن عدالت را انجام دهم. و لحظاتی در فیلم وجود داشت که احساس واقعی غم انگیزی داشت. صحنه ای با آلفرد مولینا که در آن صحبت می کرد اخراج یک دختر فقط با یافتن عکس مست او در یک مهمانی و اینکه چگونه می توان زندگی زنان را با اعتقاد بی اعتبار از هم پاشید ، اخراج کرد. این واقعاً احساس شد … من احساس کردم واقعاً تحت تأثیر آن احساس کردم ، درست در روز آلفرد خط. من این را در فیلمنامه احساس کرده ام اما بدیهی است که اجرای او واقعاً آن خانه را به ارمغان آورد. و بدیهی است که صحنه اوج گیری با آل مونرو هنگامی که من در مورد نینا صحبت می کردم و راهی که او را بردند و راهی که او راجع به آل تبدیل شد ، او احساس خود را از دست داد. شما فقط احساس مسئولیت می کنید که در مورد آن چیزها صحبت می کنید زیرا تجربه بسیاری از مردم این است که آنها این مسئله را تجربه می کنند. و با ساختن یک فیلم ، حتی نمی توانم تصور کنم که این چگونه است اما مهم این بود که سعی کنم صادقانه و صادقانه بگویم تا آنجا که ممکن است. بنابراین بله ، و به ویژه پایان ، که واضح است که صحبت کردن در مورد آن دشوار است زیرا این یک اسپویلر بزرگ است اما روشی که زندگی کسی به پایان می رسد ، روزی که ما فیلمبرداری کردیم یک روز بسیار غم انگیز در صحنه فیلمبرداری بود. این تنها روزی بود که در صحنه بود که واقعاً سرگرم کننده نبود ، فقط هیچ خنده ای وجود نداشت ، ما فقط می دانستیم که انجام درست این کار و نشان دادن آن به روشی دقیق و روشی که احساس صداقت می کند بسیار مهم است. و ما فقط می خواستیم این کار را انجام دهیم. من فکر می کنم انجام این فیلم بسیار سرگرم کننده بود و بسیار پر از خنده بود و ما کمدین های بسیار شگفت انگیزی داشتیم اما … این نوع قسمت هایی از داستان بود که غیرقابل انکار است غم انگیز و وحشتناک است زیرا آنها وجود دارد کاملاً به زندگی صادق هستم بنابراین این نوع سخت تر از بخش آن بود.

– شخصیت شما ، روشی که او گاهی اوقات توسط شما ترسیم می شود “بیش از حد” همه چیز است ، اما به جنبه مثبت تر فیلم منتقل می شود. می توانید چند کلمه درباره آواز خواندن خود در فیلم برای ما بگویید.

– بله ، همه مونتاژ را دوست دارند. ما از ایده انجام مونتاژ بسیار هیجان زده شدیم. بله ، همیشه زمرد بود … وقتی آن را خواندم ، در فیلمنامه بود ، این ایده زمرد بود ، او می خواست تصور کند که عاشقش ، دوست پسرش چه آهنگی را می داند و اگر او هر کلمه را بداند باعث می شود او کاملاً در آن سقوط کند عشق با او و او گفت که این هرگز نخواهد بود مانند “دمیدن در باد” توسط باب دیلن ، باید باشد … و او فهمید که این “ستاره ها کور هستند” ساخته پاریس هیلتون است ، اما اگر پسری تک تک کلمات آن را بداند او فقط دیوانه وار عاشق او شوید. بنابراین ، آنها کلمات را چاپ کردند … ما هر دو آهنگ را می دانستیم ، زیرا همه آن آهنگ را می دانند ، من فکر می کنم … بنابراین ما باید کلمات آن را یاد بگیریم. و سپس ما آن را شلیک کردیم … بو (برنهام) و من فقط دو روز بود که یکدیگر را می شناختیم ، این چهارمین روز تیراندازی بود و البته اولین دو بار گرفتن بو بسیار عالی بود و بسیار خنده دار بود و قلمه های اسپم را برمی داشت و تراشه های باز را ظاهر کردم و من به نوعی همان کاری را انجام می دادم که فکر می کردم بسیار کسی است ، فقط آه ، بیا ، ساکت شو ، خجالت می کشی. و من سعی می کردم از آن خلاص شوم. و بعد از حدود دو بار ، زمرد آمد و گفت کری چرا کاری نمی کنی ، شما باید رقصید و چیزهای دیگر بگذارید. و من بودم ، اوه فکر نمی کنم کسی چنین کاری کند ، احساس می کنم او خیلی باحال است ، او هرگز چنین کاری نمی کرد. و زمرد بود که این یک پلیس است ، بیا ، او عاشق می شود ، مردم وقتی عاشق می شوند کارهای دیوانه وار انجام می دهند. و او کاملاً درست بود ، شما این کار را انجام می دهید ، و این همان احساسی است که مونتاژ احساس می کند ، نوع دیوانگی رفتار شما وقتی تازه عاشق شده اید و مثل یک احمق رفتار می کنید. بنابراین در آن برداشت سوم ، من فقط یک نوع فکر می کنم ، درست است ، آن را دمار از روزگار بگذارید ، بیایید فقط برویم. و این واقعاً سرگرم کننده بود و ما در بالای ریه هایمان آواز می خواندیم و موسیقی شفاف بود. اما مطمئناً آنها به مکانی تمیز و بدون صدای پس زمینه احتیاج داشتند ، بنابراین آنها این غلاف های کوچک گوش را به ما دادند ، ما چیزهای گوش کمی داشتیم ، بنابراین فقط ما می توانستیم موسیقی را بشنویم. آن وقت این حتی بدتر بود زیرا ما خیلی آدم های دیوانه ای بودیم که در داروخانه به تنهایی پاریس هیلتون را می خواندیم. اما خنده دار بود. و چیز مورد علاقه من در مورد آن روز این بود که بو این حلقه Spam را برداشت و در عکس بسیار خنده دار بود. و بعد از آن ما بودیم ، اوه من وقتی او هرزنامه را برداشت ، خنده دار است. و سپس این کل ماجرا با تهیه کنندگان بود که همه سعی در جلب نظر شرکت Spam داشتند تا مطمئن شوند که ما می توانیم از حقوق استفاده از Spam در فیلم استفاده کنیم. وقتی متوجه شدیم که اسپم قصد دارد به ما مجوز بدهد ، یک تشویق بزرگ در صحنه وجود داشت. همه اینها خیلی مسخره بود اما بسیار جالب بود. و مونتاژ فیلم بسیار عالی بود.

– شما دو فرزند دختر ، پسر دارید و این مسئله بسیار مهمی است. بنابراین آیا شما قبلاً در مورد احترام متقابل بین زن و مرد با آنها صحبت کرده اید یا نه ، چگونه می خواهید این مسئله را با آنها حل کنید؟

– بله ، من فکر می کنم آنها خیلی کوچک هستند ، آنها سه و پنج نفر هستند اما در این سن ما فقط سعی می کنیم انصاف و همدلی و مهربانی را به آنها بیاموزیم. اما من فکر می کنم این نوع راه طولانی است که به هر حال شما باید باشید ، بسیاری از اینها در مورد همدلی و بسیاری دیگر مربوط به مهربانی اساسی انسان است. و من فکر می کنم آنچه در ساخت این فیلم بسیار جالب بود این بود که واقعاً در حال بررسی بسیاری از هنجارهای فرهنگی بود که ما با آن بزرگ شده ایم. من و زمرد هم سن و سال هستیم ، هر دو 35 ساله هستیم ، هر دو با تماشای فیلم های مشابه ، نمایش های تلویزیونی مشابه و آنچه در فیلم خود نشان می دهیم در 15 سال گذشته در یک میلیون فیلم دیده ایم بزرگ شده ایم ، هیچ یک از اینها جدید است ، ما فقط آن را از زاویه دیگری می بینیم. و بنابراین من فکر می کنم تاکنون به این مرحله رسیده ام که درک کنیم این مواردی هستند که قابل قبول نیستند ، امیدوارم از اینجا به بعد مسئولیت این موارد وجود داشته باشد که از آنها به عنوان کمدی گسترده استفاده نشود زیرا آنها فقط وجود ندارند. خنده دار من فکر می کنم اکنون ما بسیار بیشتر از این موضوع آگاه هستیم ، بنابراین من فکر می کنم فرهنگ ما را بسیار آگاه می کند و تصور می کنم که کودکان با آنچه می بینند به آنها اطلاع داده می شوند و من فکر می کنم ما از این نظر مسئولیت گفتن داستان های صادقانه را داریم.

– وقتی شخصیتی مانند کاسی را بازی می کنید ، چیزی باید با شما همراه باشد. بنابراین ، در پایان تیراندازی یا نیمه راه ، آیا افراد اطراف شما ، دوستان ، خانواده ، هیچ تفاوتی در شما مشاهده کردند؟

– خوب من واقعاً دوست نداشتم ناخن های بلند را به مانیکور خود تبدیل کنم (خنده) بنابراین من در مورد مانیکور خود بسیار هیجان زده شدم ، وقتی در پایان از من گرفته شد و موهای بلند بسیار طولانی ام بسیار ناراحت شدم. بله ، منظورم تا حدی است ، فکر می کنم خنده دار است ، وقتی خانواده ای برای رفتن به خانه داشتید ، نمی توانید مرتب شوید ، به نوعی باید آن را کنار بگذارید ، باید برگردید ، هیچ کس شما را تحمل خواهد کرد که برگردید و یک فرد افسرده پر از عصبانیت باشید ، شما باید آن را ترک کنید و به یک منطقه دیگر برگردید ، بنابراین من فکر می کنم از این نظر محافظت شدم. اما من خودم را پیدا کردم که هنگام فیلمبرداری عجیب و غریب لباسهای صورتی زیادی می خریدم ، که عجیب است ، زیرا من معمولاً فقط سیاه می پوشم ، بنابراین این یک تغییر بود. اما فکر می کنم به دلیل زندگی در خانه من فقط باید بتوانم کار خود را ترک کنم و خیلی زیاد.

– همچنین در مورد “The Dig” در Netflix صحبت کنید. لطفاً کمی از آن تجربه بگویید؟ این یک قطعه تاریخ ، فیلم صحنه و لباس ، کاملا متفاوت از “زن جوان امیدوار کننده” است؟

– بله ، این قطبی مخالف “زن جوان امیدوار کننده” بود که بسیار خوب بود ، همیشه انجام کاری متفاوت از آخرین کاری که شما انجام داده اید بسیار خوب است. بنابراین ، این اتفاق در اواخر اخطار رخ داد ، من در حال جایگزینی بازیگری بودم که به دلیل برنامه ریزی و موارد دیگر از دسترس خارج شد. و این فرصتی برای کار با ری فاینس بود که فکر می کنم یکی از بزرگترین بازیگران زنده ماست. بنابراین ، بسیار هیجان انگیز بود. و این یک چیز شگفت انگیز است که براساس واقعیت های واقعی مربوط به حفاری Sutton Hoo ساخته شده است ، چیزی که اگر در انگلیس بزرگ شوید ، همه چیز را در مورد آن می دانید زیرا این کار را در مدرسه انجام می دهید. اما در اصل این یک کشتی دفن وایکینگ بود که درست قبل از جنگ جهانی دوم در سافولک کشف شد. و بله ، این نوع زمین در سرزمین این زن پیدا شد ، چیزی که مردم آن را به عنوان یک باستان شناس آماتور توصیف می کنند که رالف فاینس بازی می کند.

– “زن جوان امیدوار کننده” در واقع با آنچه قبلاً انجام داده اید بسیار متفاوت است. قبل از اینکه این قسمت را بپذیرید ، چه نوع مکالمه ای با زمرد داشتید؟ و چگونه او واقعاً شما را متقاعد به شرکت در این قسمت کرده است؟

– خوب خنده دار است زیرا من و زمرد روز گذشته در این مورد صحبت می کردیم ، هیچ یک از ما واقعاً نمی توانیم به یاد بیاوریم که جلسه چگونه بود. (می خندد) من آن را خواندم و بلافاصله می خواستم با او ملاقات کنم. و در ضمن ، فکر می کنم دو روز فاصله بود تا خواندن آن و ملاقات با او ، او می خواست برای من یک لیست پخش ارسال کند. بنابراین او یک لیست پخش موسیقی برای من ارسال کرد که در آن “پسران” ساخته چارلی XCX بود ، که اولین آهنگ فیلم است ، “Toxic” ساخته بریتنی اسپیرز دو بار در آنجا بود ، در دو نسخه متفاوت ، نسخه اصلی و ارکسترال “سمی” و او این توپ خلق و خوی شگفت انگیز را برای من ارسال کرد که دارای همه این ارجاعات مختلف از چگونگی تصور او از جهان و شکل ظاهری کاسی بود. بنابراین من ایده بسیار خوبی از اینکه او به کجا می رود داشتم. من فکر می کنم بعد از پنج دقیقه من فقط بله گفتم و این واقعاً چیز قانع کننده ای نبود ، مثل این بود که من تازه یک غریزه روده داشتم که اگر شخص دیگری کار را انجام دهد و من احساس مالکیت آن را داشته باشم ، واقعاً عصبانی خواهم شد بیش از آن و فقط بسیار هیجان زده بود که از او خواسته شد. بله ، خیلی فوری بود.

– در مورد استایل این فیلم. لطفاً می توانید در مورد موها و لباس هایتان صحبت کنید؟

– خوب موها و آرایش ها کاملاً عمدی بود و چقدر Emerald نوع آن را تصور می کرد و دیدگاهی که ما با آن داشتیم. وقتی کار با نانسی را روی لباس ها شروع کردیم ، این بسیار جالب بود. من فکر می کنم قبل از وقوع همه این اتفاقات باید بفهمیم کسی کیست ، زیرا فکر می کنم او همان آدمی نیست که ده سال قبل بود ، به نظر نمی رسد مثل گذشته باشد ، فکر نمی کنم او هرگز این همه تلاش را برای ظاهر او انجام دهید. و من فکر می کنم بخشی از آن فقط در دید ساده پنهان است. فکر می کنم بخشی از آن این است که شما به کسی که لزوما مانیکور رنگارنگ و موهای بلوند بلندی دارد به نوعی دم اسبی مشکوک نیستید. و طرف دیگر آن کسی است که با نوعی عصبانیت و بی عدالتی که سالها و سالها و سالها با آن زندگی کرده است با چیزی بسیار بسیار دشوار ، بسیار کلسیفیه شده دست و پنجه نرم می کند. و من فکر می کنم که او آموخته است که ظاهر از این جهت مهم است که اگر شما ممکن است همانگونه که احساس می کنید لباس بپوشید ، توجه زیادی را به خود جلب می کنید. و او هیچ چیزی نمی خواهد ، او می خواهد مردم او را تنها بگذارند. بنابراین اگر او به نظر می رسید که به نوعی در تلاش است ، پس من فکر می کنم مردم ، مردم را جذب می کند که می گویند شما خوب هستید ، آنجا را چک می کنید ، و او فقط هیچ یک از اینها را نمی خواهد. بنابراین من فکر می کنم بخشی از آن در دید ساده پنهان است و می خواهد شبیه کسی شود که در حال کار است و حال خوبی ندارد ، که او به وضوح چنین نیست. و البته البته نوع شخصیت های مختلفی که او فرض می کند برای رفتن به حوادث شبانه خود ، اتفاقات ، من نمی دانم چگونه آنها را توصیف کنم ، (با خنده) تفکر و کاوش در واقع همه سرگرم کننده بود. اما ما دقیقاً چنین تیم زیبایی و آرایش و لباسی داشتیم ، بنابراین واقعاً سرگرم کننده بود.

– همه ما امسال به نوعی در حال تغییر این تغییرات گسترده در نمایشگاه هستیم ، اما من فکر می کنم به دلیل شیوه ای که در تونالیته های متفاوت ایجاد می کند و به دلیل چالش مخاطبان ، “زن جوان امیدوار کننده” احساس می کند مانند فیلم مهمی است که می تواند واقعاً بر یک مکالمه فرهنگی بصورت آنلاین مسلط شوید و سپس ممکن است جاده هایی را با مخاطبانی که ممکن است در برابر دیدن آن در معرض تهدید مقاومت کنند ، خاتمه دهید. بنابراین من علاقه مندم که به نوعی در افق بعد از کوید نگاه کنم ، آینده به اصطلاح سینمای مستقل و فیلم های چالش برانگیزی مانند “زن جوان امیدوار کننده” را می بینید و ممکن است آینده ای که می بینید ممکن است باشد یا نه با توجه به درامرهای خود به عنوان مجری ، با آنچه می خواهید متفاوت است؟

– خوب ، من فکر می کنم جالب است ، زیرا فکر می کنم بدیهی است که ما امسال با مشاهده خود ، که به نوعی دوست داشتم ، آنلاین رانده شده ایم (می خندد) اما فکر می کنم بدیهی است فیلم هایی که اکثر فیلم هایی که اکنون ساخته می شوند ، فیلم هایی هستند که بودجه هنگفتی برای کنار آمدن با همه خواسته های مربوط به چگونگی انجام ایمن کارها با COVID دارند. بنابراین من فکر می کنم که در کوتاه مدت تغییر کرده است و امیدوارم که نوع کاری که ساخته می شود ، فکر نمی کنم فیلم های Indie واقعاً بتوانند زنده بمانند ، آنها در حال حاضر برای ساخت زنده می مانند. اما من فکر می کنم آنچه “زن جوان امیدوار کننده” چنین شگفت انگیز انجام داده است این است که این فیلمی است که در مدت 23 روز با بودجه کمتری ساخته شده و با توجه به شایستگی آن ، این بستر را یافته است. و من فکر می کنم این نشانه ای برای مردم است که اگر فقط یک فیلم واقعا خوب بسازید ، می تواند جذابیت گسترده ای داشته باشد. من فکر می کنم تمایل به ساده سازی فیلم ها و پاسخ دادن به مخاطبان در جایی که به آنها نیازی ندارند وجود دارد و این بسیار مخاطب را دست کم می گیرد. و زمرد با فیلم این کار را نکرده و چالش برانگیز است و گفتگو را برانگیخته است. اما همچنین ، به نظر می رسد جذاب باشد. بنابراین من فکر می کنم که این نشانه خوبی برای فیلم مستقل است ، من فکر می کنم این موارد را بسیار زیاد دیده ایم ، جایی که فیلم ها از نوعی مکان کوچک شروع شده اند که انتظارات آنها بسیار کم بوده است و مطمئناً برای من با این فیلم بوده اند و سپس آنها می توانند چیزی را بگیرند و واقعاً چیز بزرگتری بسازند. اما به جلو ، امیدوارم که بتوانیم به مکانی بازگردیم که فیلم مستقل در آن رونق داشته باشد ، مطمئناً جایی است که من در ده سال گذشته واقعاً کار کرده ام. من فیلم مستقل را دوست دارم و در اینجاست که من لذتبخش ترین نوع شخصیت های ترد را پیدا کردم. من فقط فکر می کنم این یک وصله دشوار باشد زیرا از نظر مالی فکر می کنم برای کسانی که فیلم های واقعا کوچک هستند برای مدتی سخت تر شود.

– شما اعتبار تهیه کننده اجرایی فیلم را در نظر گرفتید و همچنین در حرفه خود پیشرفت می کنید. آیا می بینید که سرانجام به کارگردانی نیز علاقه مند هستید؟

– اوه ، فکر نمی کنم اما می دانید ، دشوار است بدانید که ده ، پانزده سال پایین تر از خط قرار خواهید گرفت. اما علاقه من هرگز نبوده است. فکر می کنم ، شاید به نوعی در گذشته فکر کرده ام که شاید روزی بتوانم یک نمایش یا چیز دیگری را کارگردانی کنم. اما فیلم ، نه نکته ای که در مورد شغل و حرفه من وجود دارد این است که دائماً چنین نوعی معجزه برای من احساس می شود که من می توانم کاری را انجام دهم که می خواستم از شش سالگی انجام دهم ، مانند اینکه در آنجا حاضر شوم و یک داستان را تعریف کنم. و بنابراین من از این نظر احساس می کنم چنین بازیگری برای استخدام هستم. من نمی خواهم پشت پرده را ببینم و هرگز نمی خواهم مانیتور را ببینم و فقط می خواهم قسمت خودم را انجام دهم. خیر ، منظورم این است که زمرد با کارگردانی و بازیگری و نویسندگی و تهیه کنندگی مستعد است. اما احساس می کنم این نوعی از موضوعاتی است که من واقعاً به شدت در این مرحله احساس می کنم.

– شما در مورد آن صحبت می کردید که نمی توانید به خود اجازه دهید شخصیت خود را به خانه بیاورید ، زیرا شما یک خانواده دارید. کری “واقعی” اکنون چطور بوده است ، به خصوص در همه گیر شدن بیماری که شما بیشتر در خانه بوده اید ، چگونه آن شخص ، خانگی ، کسی نیست که روی صفحه ببینیم؟

– آره ، خیلی خوبه (می خندد) عجیب است ، نه ، زیرا برای بسیاری از مردم سال بسیار سختی بوده است. اما احساس خوشبختی می کنم که یکی از معدود افرادی بوده ام که تجربه خوبی در این سال داشته است ، زیرا من مجبورم خیلی در خانه باشم و سفر نکنم و غایب نباشم. و من بچه های بسیار کوچکی دارم و احساس کردم شما فقط آن سالها را یکبار کوچک می گیرید و احساس خوشبختی می کنم که این دوره زمانی متمرکز را داشته ام. که البته با تلاشهای فراوان برای سرگرم کردن آنها ماهها بدون اینکه بتوانند از خانه خارج شوند ، همراه بود. اما احساس می شود که در این سن خاطرات شگفت انگیز واقعی از آنها به دست آورده ام. نه این که به هر حال مقدار زیادی کار می کنم ، معمولاً فقط سالی یک نوع فیلم می سازم. اما نه ، واقعاً خوب بوده است. و حتی انجام پرس ، بدون نیاز به سوار شدن به هواپیما ، یک هفته طول می کشید تا آنها را ترک کنم و اکنون دیگر مجبور به انجام این کار نیستم. بنابراین ، من بسیار خوش شانس بودم که سال خوبی را سپری کردم.

– آیا در خانه پخت و پز و تدریس خصوصی زیاد بود؟ آن قسمت چطور بود؟

– بله ، موارد زیادی از این ، منظور من این است که برای همه ما واقعاً چیزهایی ارائه می شود که سعی کنید و جالب نگه دارید ، گرچه قطعاً یکنواخت است. اما ما خوش شانس بودیم که هوای شگفت انگیزی داشتیم و خوش شانس بودیم که در یک شهر نبودیم ، فضای بیرونی داریم ، بنابراین من فکر می کنم همه اینها واقعاً خوب بود. اما بله ، ما مانند هر خانواده جوان دیگری با آن برخورد کردیم ، فقط دائماً سعی می کردیم ایده هایی ارائه دهیم که چگونه چیزها را متفاوت و سرگرم کننده جلوه دهد و بله ، خوب بود.

Author: admin