Hollywood-Asia: مصاحبه با ستاره اکشن Nobody باب اودنکرک

Tainynews – نویسنده پروژه هالیوود – آسیا ، مدیر جشنواره فیلم لس آنجلس ، Asel Sherniyazova ، با باب اودنکرک ستاره “هیچ کس” مصاحبه کرد.

پروژه هالیوود – آسیا ، جدیدترین و مهمترین اطلاعات خلاقانه و تجاری مربوط به سینمای جهان و همچنین آخرین اخبار و رویدادهای فیلم هالیوود را ارائه می دهد.

س: به همان اندازه که حرفه شما متنوع است ، ما هرگز شما را در نقشی مانند این ندیده ایم. آیا می توانید در مورد “پسر کوچک” درون خود صحبت کنید که به نوعی باید در زمین بازی بیرون برود و با این اسباب بازی های جدید بازی کند؟ مثل ، مثلاً اسلحه …

– کاملا. در مورد آمادگی برای این فیلم صحبت های زیادی وجود دارد زیرا من می خواستم مبارزات خودم را انجام دهم. من طرفدار بسیاری از فیلم های جکی چان هستم ، اما به خصوص فیلم های اولیه. “داستان پلیس” یکی از فیلم های مورد علاقه من است. من با بچه هایم و همه چیز به اشتراک گذاشته ام و بنابراین می خواستم جنگ خودم را انجام دهم که همه در این فیلم ها نمی کنند. برای من این قسمت سرگرم کننده بود ، بنابراین می دانستم که راهی طولانی را در پیش دارم و 2½ سال آموزش دیدم. من از آن لذت بردم. منظورم این است که شرم آور و چیزهای جالبی بود زیرا می دانستم که کار سختی خواهد بود اما بازیگوشانه ، بسیار بازیگوشانه و در واقع سکانس های تیراندازی با آن است – وقتی در حال فیلمبرداری از صحنه مبارزه هستید و می دانید 10 نفر ، دختران و دختران اکنون همه در این صنعت هستند ، انواع مختلف افراد موافق و متخصص هستند و یک گروه شگفت انگیز از مردم در اطراف من شما باید با هم کار کنید و خیلی می خندید و به همان سرگرم کننده ای است که برای من نوشتن کمدی بود – که کاری که من در تجارت انجام دادم و دوست داشتم در آن اتاق های نویسنده کمدی باشم و در اینجا با فیلمبرداری از این سکانس های اکشن به همان اندازه خندیدم.

– با هر فیلم با قهرمان خوب ، باید آنتاگونیست های جالبی داشته باشیم. آیا برای داشتن “مافیای روسیه” به عنوان آنتاگونیست ، آیا با توجه به جو سیاسی در جهان ، یک زیرساخت سیاسی وجود دارد؟

– می دونی ، من اینطور فکر نمی کنم. یکی از آنها را دارم – می دانید ، من بخشی از تولید داستان ، قسمت های اولیه آن بودم. درک کلستاد آن را نوشت و این واقعاً از روی تصورات اوست ، اما یکی از کتابهایی که در خلق این شخصیت به آن اشاره کردم ، کتابی به نام The Dark Art بود. خواهم دید نام نویسنده را برایت پیدا می کنم یا نه. این کتاب بسیار لذت بخشی در مورد یک عامل DEA توسط ادوارد فولیس و داگلاس قرن 2 بود. این در مورد یک مامور DEA و مأموریت های مختلف او در سراسر جهان است و او فقط – او در هر کشوری واقعاً آنجاست – شما می توانید هر کشوری را انتخاب کنید تا افراد بد شما از آنجا بیایند و در آنجا حضور داشته باشند – آنها در جهان زندگی می کنند. من فکر می کنم روسیه برای ما چنین بود – روسیه در حال حاضر نوعی مقدار ناشناخته است مانند آنچه در نظر دارد. این یک احساس کلی وجود دارد که آنها لرزش گیرها در سراسر جهان هستند. می دانید ، من همچنین طرفدار پروژه دیگری هستم كه روی آن كار می كنم ، در مورد مزارع ترول و اینترنت بسیار می خوانم ، می دانید ، اینترنت به نوعی می توانید آن را تروریسم و ​​روسیه را بخش عمده ای از آن بدانید ، بنابراین من فكر می كنم روسیه فقط فکر می کردم یک انتخاب جالب و مدرن – احساس می شد – احساس می کرد آنچه در دنیای غرب ما می گذرد ، عدم اطمینان در مورد چه چیزی – واقعاً روسیه پس از چه چیزی و چه چیزی را دنبال می کند ، اما ، می دانید ، واقعاً می توانست می دانید هر کشوری بوده است و هر کشوری آدمهای بد خود را دارد.

– شما به درک کلستاد اشاره کردید و بدیهی است که او به تولد حق رای دادن فیلم های “جان ویک” کمک کرده است. نظر شما درباره آن فیلم های “جان ویک” چیست؟ شما همچنین به برخی از ورودی های فیلمنامه “هیچ کس” اشاره کردید.

– خوب ، من دوست دارم – درک کلستاد تمام کارهایش. من عاشق فیلم های جان ویک هستم. آنها – کیانو ریوز حضور بسیار ویژه ای روی صفحه است و چیزی که فکر می کنم با من بسیار متفاوت است بنابراین قرار دادن من در آن دنیا که می دانید درک این جهان افسانه ای را خلق می کند. من فکر کردم لذت ماجراجویی ما رفتن از یک دنیای بسیار معمول است ، در حالی که در جان ویک او از اولین باری که با او ملاقات کردید در یک نوع خاص از دنیای ساخته شده وجود دارد در حالی که فکر می کنم ، منظور شما این است که می دانید ، او احساس می کند مثل یک انسان بسیار خاص و منحصر به فرد که می خواستم احساس کنم مثل یک پسر کاملا منظم هستم مثل کسی که در خیابان از او عبور می کنید و در دنیایی زندگی می کند که می توانید بشناسید. منفجر می شود به این دنیای بزرگ از نوع بزرگان بد کلاس اما شروع می شود و در بیشتر فیلم در زندگی است که می توانید تشخیص دهید. تا آنجا که – درک آن را دوست دارد. درک دوست داشت که من فکر می کنم طعم متفاوتی از جان ویک و در عین حال رفتن به مکانی است که بتواند جهان را با آدمهای بد افسانه ای پر کند ، کاری که او در این فیلم انجام می دهد. ما سرانجام به آنجا می رسیم اما در اولین ساعت فیلم در دنیایی زندگی می کنیم که شما آن را می شناسید. می دانید ، اتوبوس ها و خانه های حومه و مادران صبح بچه ها را به مدرسه می برند و ، می دانید ، استراحتی در جایی که واقعاً پولی وجود ندارد ، می دانید ، فقط تغییر در سطل تعویض ، می دانید ، بنابراین من فکر می کنید باید از درک بپرسید اما من فکر می کنم که او با رویکرد آهسته به حوزه های مفهومی بالاتر از افراد بد دست زد. سهم من این بود که می خواستم یک فیلم اکشن بسازم و مدیرم ، مارک پروویسیرو که تهیه کننده این کار است ، این ایده را دوست داشت. او دیدگاهی را که من داشتم درک کرد و آن این بود که شخصیتی که من در “Better Call Saul” بازی می کنم از بسیاری جهات است ، م componentلفه هایی که یک عمل منجر می شود مگر اینکه او نبرد. او یک پسر جدی است. او آنچه را که می خواهد می خواهد. از قلب او می آید. او هرگز ترک نمی کند. مهم نیست که چقدر او صدمه دیده است و او مقابله می کند ، بنابراین من فقط فکر کردم تمام کاری که شما باید انجام دهید این است که به آن پسر جنگ اضافه کنید و یک بازی اکشن داشته باشید. شما با او هستید قلب شما با Saul یا جیمی مک گیل همراه است ، همانطور که او در “Better Call Saul” ارائه داده است و من فکر کردم که آنجا ارتباطی با یک بازی اکشن وجود دارد و من در زندگی شخصی خودم چیزهای خاصی داشتم. ما 2 بار در خانه ام با خانواده ام در خانه شکسته ایم و من تا حدی ناراحتی و عصبانیت نسبت به آنچه در آن حوادث زندگی واقعی انجام داده ام یا انجام نداده ام ، دارم و فکر کردم اگر چنین اتفاقی افتاده باشد – اگر همان حادثه و شرایط برای شخصی پیش آمده باشد که واقعاً می تواند مقابله کند شخصی که برای جنگیدن آموزش دیده است اما از استعدادها و مهارت هایش دریغ کرده است زیرا وانمود می کرد یک پسر معمولی است و این بخشی از تصویر چهره ای است که در آن حضور داشته است ، همانطور که برای من زندگی با عواقب ناامیدکننده ناخوشایند است. این حوادث ، برای فردی که واقعاً آموزش دیده و می توانست کاری انجام دهد ، بسیار ناامیدکننده خواهد بود و بنابراین ساختن این شخصیت سهم من بود و شروع با یک حادثه که نوعی ورود به خانه تصادفی بود که واقعاً نبود – خیلی زیاد نبود اما این شخصیت را تحریک کرد که من بازی می کنم ، من فکر کردم که این خیلی جالب بود و درک کلستاد نیز همینطور. البته ، اکنون ، او آن را به سطح دیگری می برد زیرا این درک است ، اما این کار با همان مفهوم کلی شروع شد که من برای مدیرم مارک پروویسیرو آوردم. او این حرف را زد ، از نویسندگان مختلفی پرسید که آیا علاقه ای دارند و درک پاسخ داد.

– شما در “برکینگ بد” نقش مهمی داشتید و شخصیت اصلی سریال “Better Call Saul” است که خشونت زیادی دارد اما شخصیت های شما در هر دو سریال همیشه از این کار خودداری می کنند. اگر از علاقه مندان ژانر و اکشن هستید ، عقب نشینی برای شما ناامیدکننده است. آیا تا به حال از وینس (گالیگان ، مجری برنامه) س askال کرده اید که می توانم کسی یا چیزی شبیه به آن را بزنم؟

– می دانید ، من هرگز چنین کاری نکرده ام ، اما منظورت را می دانم. منظورم این است که شما دقیقاً درست می گویید. تقریباً ناامیدی فرو رفته از بازی در جیمی مک گیل وجود دارد که من از آن در “هیچ کس” استفاده می کنم تا شخصیت را تأمین کنم ، تا شخصیت را آگاه کنم. در “Better Call Saul” مواقعی وجود دارد که آرزو می کنم شخصیت با قوت بیشتری عمل کند و اقدامات بیشتری انجام دهد. خیلی وقت ها احساس می کنم او انتخاب هایی را انجام می دهد که به نوعی سرنوشت آن است که در صورتش منفجر شود و با این حال او نمی تواند به خودش کمک کند و این – کاش شخصیت می توانست ببیند که او برای خودش دردسر بیشتری ایجاد می کند اما من هرگز نپرسیدم که آیا می تواند مبارزه کند بازگشت. فکر می کنم بیشتر احساس می کنم که ای کاش او می توانست بیشتر باشد – کاش آن شخصیت جیمی می توانست مسائل را کمتر شخصی بگیرد و درک بیشتری از اتفاقاتی که برایش می افتد داشته باشد. او در سطح عمیقی کاملاً تحت تأثیر شرایط تحولات توطئه ای قرار می گیرد و باعث می شود او به شخصیتی تبدیل شود که شما Saul Goodman را می بینید که واقعاً با استفاده از استعدادهای خود به عنوان یک وکیل و یک شخصه ، به جهانیان برخورد می کند. مرد متقلب و فکر می کنم اینگونه باشد – برای پسر بچه احساس بدی دارم که این گزینه او است ، اما در این فیلم البته من با مبارزه با صفحه نمایش مبارزه می کنم و واقعاً بسیار ارزشمند است – واقعا ارزشمند بود. واقعاً سرگرم کننده است.

– و شما هنوز یک دلیل دیگر برای “Saul” برای رفتن دارید. آیا مضطرب می شوید؟

– مضطرب هستم. ما قصد داریم به زودی شلیک کنیم. آنها هنوز از تقویم استفاده نکرده اند اما ما به زودی به آن خواهیم رسید. می دانید که ما منتظر ماندیم زیرا می خواهیم درمورد پروتکل های خود در مورد ویروس کرونا و ویروس کرونا تا حد امکان مراقب باشیم و بنابراین سونی شگفت آور بوده است. سونی بسیار محتاط و سخاوتمندانه رفتار کرده و به ما و نگرانی های ما گوش فرا داده است – نگاه کنید ، من 58 ساله هستم ، می دانید ، ما جوانترین بازیگر جهان نیستیم ، بنابراین من می خواهیم مراقب باشیم – اما من مشتاق بازگشت هستم و مشتاقانه می دانم چه اتفاقی برای شخصیت می افتد.

– شما به طور گسترده با مربی آموزش دیده اید ، درست است؟

– تقریبا گریه کردم. حقیقت این است که من در تمرینات بسیار خندیدم. به خودم خندیدم. می دانید ، ما در این سالن ورزشی عالی آموزش دیدیم که این ، می دانید ، فیلم من توسط 87 North تولید شده است یکی از شرکت های تولید کننده آن است. دیوید لیچ و کلی مک کورمیک 87 ساله هستند و دیوید لیچ سالن ورزشی با نام 87 یازده دارد. بنابراین ما در سالن بدنسازی آنها آموزش دیدیم که آنها افرادی بوده اند که برای همه فیلم های جان ویک ، “Deadpool” آموزش دیده اند ، فقط بسیاری از فیلم های عالی که تیم های بدلکاری در آنجا آموزش می دهند ، بنابراین من در آنجا با دانیل برنهارد که شاید بهترین بازیگر بدلکاری موجود باشد ، آموزش دیدم. من واقعاً – اگر نمی دانید دانیل برنهارد کیست ، باید او را جستجو کنید. او کسی است که در آن سکانس عالی مبارزه شگفت انگیز در آپارتمان با چارلیز ترون در “Blonde Atomic” جنگید. شما او را بسیار دیده اید – او فقط یک بازیگر عالی است و شاید بهترین بازیگر بدلکار زنده باشد ، بنابراین نمی دانم چرا او حاضر به این کار بود زیرا بیش از 2 سال طول کشید اما او هفته ای دو بار ، 3 بار آموزش داد یک هفته و به سمت پایان هر روز و او اصول مبارزه با صفحه نمایش را به من نشان می دهد که بسیار جالب است ، بسیار سخت است و به شکل شگفت انگیزی درآمده است و من یاد گرفتم که چگونه یک روش متعادل را تمرین کنم.

شماره 1 من منظورم این است که من می خواستم جنگ را انجام دهم و دلیل شماره 2 من همانقدر سخت تمرین کردم که نمی خواستم آسیب ببینم. منظورم این است که اگر شما در شرایط خوبی نباشید ، می توانید صدمه ببینید ، درست است ، بنابراین این فقط یک ماجراجویی واقعی بود و سخت ترین قسمت ، مارلین ، این بود که در ورزشگاه دیوار آینه ای وجود دارد و من آموزش می دهم ، می دانید ، من از حرکات دانیل تقلید می کنم و او بهترین در جهان است و من به نظر می رسم – من فقط احساس وحشتناک می کردم که خودم را می مکم و هر وقت می خندم ، می دانید ، ما دیگر حرکتی را متوقف می کنیم فقط می خندم و برو مثل این دیوانه است و او می گوید “بیا ، بیایید برویم” و او بسیار دلگرم و خوش فکر خواهد بود. در همین حال در اطراف من چون یک سالن ورزشی بزرگ است بهترین افراد بدلکار در جهان هستند و آنها می دانند که من تصور می کنم هر چند وقت یک بار به دنبال چیزی می روند که آن دلقک فکر می کند اینجا چه کاری انجام می دهد. منظورم این است که او وحشتناک است اما من بهتر شدم.

مدت زمان زیادی طول کشید اما بعد از حدود یک سال و نیم مارلین اولین بار را به یاد می آورم که دانیل به من گفت خوب ، اکنون حرکات خود را کم کن و این چیز خوبی است که می شنوی. در واقع می توانید خیلی سریع پیش بروید. دوربین نمی تواند آن را بگیرد. اگر خیلی سریع حرکت کنید خوب به نظر نمی رسد بنابراین احساس خوب بودن به جایی رسیده ام که می توانم خیلی سریع حرکت کنم و فکر می کنم آن را بیرون کشیدم. من از سکانس های اکشن فیلم احساس خوبی دارم. از ساختن آنها لذت بردم. من از این کار لذت بردم و همان راهی بود که آرزو می کردم. خیلی سریع برو ، دوربین نمی تواند آن را بگیرد. اگر خیلی سریع حرکت کنید خوب به نظر نمی رسد بنابراین احساس خوب بودن به جایی رسیده ام که می توانم خیلی سریع حرکت کنم و فکر می کنم آن را بیرون کشیدم. من از سکانس های اکشن فیلم احساس خوبی دارم. از ساختن آنها لذت بردم. من از این کار لذت بردم و همان راهی بود که آرزو می کردم.

– از داشتن اسلحه در خانه چه احساسی دارید؟

– من اسلحه ندارم. فکر نمی کنم وجود داشته باشد … اگر می خواهید کار داشتن سلاح گرم در خانه خود را انجام دهید ، مطمئناً ، اما باید آموزش ببینید. استفاده از آنها بسیار دشوار است ، حتی افرادی که به من آموزش دادند به من گفتند که این چیزی نیست که آنها انجام دهند … آنها اسلحه نخواهند گرفت مگر اینکه واقعاً مجبور شوند. داشتن یک چیز بسیار خطرناک است. و من با اسلحه کار کردم ، توسط مارک سموس که یک تیرانداز ناوگان مهر و موم و همچنین نویسنده ای در نمایش تلویزیونی “Seal Team” آموزش دیدم ، آموزش دیدم. و ما بارها در بخش پلیس در میدان تیراندازی آنجا آموزش دیدیم. منظورم این است که من با اسلحه بیشتر آشنا شدم ، راحت تر شدم اما آنها هنوز هم برای من بسیار ترسناک هستند. و من فکر می کنم ، نگاه کن ، من از نظر جسمی شکل بهتری دارم ، این عالی است ، بنابراین اگر مقابله ای داشته باشید که فقط یک چیز خوب است اما بهترین کار این است که جهنم را از سر راه بردارید. و اوه ، بهترین کار قفل کردن خانه است. در هر دو موردی که من وارد زمین شدم راهی برای باز کردن قفل وجود داشت. بنابراین اگر درهای من قفل شده بود مشکلی نداشتم. بنابراین شماره یک ، قبل از اینکه بخرید اسلحه بخرید ، خانه خود را هر شب قفل کنید ، این یک معامله خیلی مهم نیست ، انجام آن کار چندان سختی نیست و باید به بیشتر مسائل رسیدگی کند.

– لطفا در مورد ایلیا نایشولر کارگردان روسیه که فیلم را کارگردانی کرده و الکسی سربریاکوف بازیگر روسی که نقش رئیس “مافیای روسیه” را بازی می کند صحبت کنید.

– الکسی سربریاکوف فقط یک گنج است ، او یک روسی نیرو است ، او واقعا یک بازیگر درجه یک است. این افتخار بود که صفحه نمایش را با الکسی به اشتراک می گذاشتم ، این بود. و استعداد ، قدرت و حضور او بسیار ملموس است. شما احساس می کنید که در نزدیکی او است ، او یک حضور باورنکردنی است. امیدوارم که او فیلم های بیشتری برای مخاطبان غربی بسازد زیرا او در حال حاضر یک گنجینه در زمینه بازیگری در جهان است. ببینید ، ما هر دو در حال بازیگری هستیم ، هر دو وانمود می کنیم که این افراد هستیم ، آوردن آن لحظات مسابقه در کلوپ شبانه بسیار جالب بود ، بازی در مقابل بسیار عالی است … من در مقابل برایان کرانستون ، مایکل مک کئون بازی کردم ، در آن لحظات که دو نفر واقعا عصبانی هستند (می خندد) یا دو پسر کاملاً شدید با هر آنچه در درون خود دارند روبرو هستند. و او برای کار با او خوشحال بود ، عالی بود.

من فکر می کنم که … احساس من این بود که روس ها در آمریکا ، چیزهایی که ما می دانیم و به آنها اهمیت می دهیم و نوع فرهنگ ما نسبت به فرهنگ آنها بسیار هماهنگ تر با ما و دنیای ما هستند. آنها فرهنگ خود را می دانند و فرهنگ ما را می دانند و من فکر نمی کنم که این فقط ایلیا باشد. الکسی ، آنها به آنچه در مورد ما هستند دست پیدا می کنند و ما به طور کامل آنها را دریافت نمی کنیم و واقعاً باید کمی بیشتر به ساخت روسیه و مردم آنجا توجه کنیم. من قبلاً گفتم و من پای آن ایستاده ام ، یکی از دلایل جالب بودن داشتن گانگسترهای روسی ، همین الان برای ما کمی رمز و راز است. ما واقعاً نمی توانیم … ما واقعاً نمی دانیم که آنها چه کسانی را دنبال می کنند ، کشور چه کسانی را دنبال می کند ، مردم چه افرادی را دنبال می کنند. فکر می کنم وقت آن رسیده است که مردم روسیه را کمی بهتر بشناسیم و ایلیا “ایلیا یک مرد جهان بود که باید به شما بگویم ، او یک روسی است اما راه خود را در سراسر جهان می داند. شبیه درک کلستاد ، او… ایلیا و درک دو نفر هستند … آنها فقط ژانر اکشن را خیلی دوست دارند و هستند… آنها این کار را از طریق آن می دانند و از این طریق در مورد فیلم هایی که من هرگز از کره ندیده ام گفتگو می کنند که فقط اکران شده اند روی نوار ویدئویی آنها می دانند … حضور در کنار افرادی که چنین استادان این سبک بودند چیز شگفت انگیزی بود. و این شامل دیوید لیچ نیز می شود که تهیه کننده بوده است.

– شما از کمدی شهر دوم می آیید ، از “Saturday Night Live” ، از “Larry Sanders Show” ، البته سابقه شما واقعاً این شوخ طبعی است که در روند خلاقیت شما رخنه می کند. اما چقدر برای شما مهم است که این نگاه شوخ طبعانه را در نزدیک شدن به واقعیت ، کار خود ، زندگی روزمره خود حفظ کنید؟

– اوه بسیار مهم است و جالب است که شما آن را در رابطه با فیلم “هیچ کس” مطرح می کنید ، زیرا بسیاری از اوقات مردم این فیلم های اکشن را می گیرند و واقعاً … آنها لحنی کنایه آمیز به شخصیت می دهند و فیلم ما کنایه آمیز نیست. من از نظر کمدی کنایه ای آن نوع شیر اطمینان را نداشتم. شخصیت من کاملاً درگیر عصبانیت ، ناامیدی ، اشتیاق به انتقام ، دردش است. هنوز خنده دار است زیرا مواردی وجود دارد که او می گوید شما را می خنداند اما او این فاصله کمیک ایمنی که کمدی به شما می دهد را ندارد ، نوعی کمدی شما را کمی از احساسات شدید یا وضعیتی که می خواهید جدا می کند از طریق آن می توانید بخندید ، کمی از شدت آن دور می شوید. و من عاشق کمدی در زندگی ام هستم. من فکر می کنم یکی از افشاگری های “Better Call Saul” برای من این بود … چه مسافرت است وقتی شما یک شخصیت را بدون کنایه بازی می کنید ، وقتی شخصیتی را بازی می کنید که کاملا قلب خود را روی صفحه می گذارد و شما را نشان می دهد ” دوباره قلب آنها به عنوان یک بازیگر ، داشتن این ایمنی و فاصله کمدی در جایی که به آن می خندید … جایی که تقریباً احساس خنده شخصیت نسبت به خود را دارید ، این احساس را از شما می گیرد و فقط این احساسات را دارد ، صرفاً فکر می کنم در بازیگری نوعی پاداش بیشتر است . نمی دانم این منطقی است این یک پاسخ پیچیده است.

– از چه زمانی بازیگری را شروع کردید ، چگونه این ایده به ذهن شما خطور کرد که می خواستید بازی کنید ، به ویژه اینکه در این نوع بازیگری ، کمدی باشید؟

– ببینید ، اگر هرگز “Breaking Bad” را انجام نمی دادم ، این کار را نمی کردم. من عاشق کمدی هستم ، همان چیزی است که می نویسم ، پروژه هایی که بیشتر آنها را توسعه می دهم کمیک هستند ، بعضی از آنها کاملاً کمیک هستند. فرصتی که وینس گیلیگان در فیلم “بریکینگ بد” به من داد ، مرا به بازی در شخصیت ها و بازی در نقش یک درام باز کرد. و من آن را پاداش بخش دیدم ، واقعاً پیدا کردم … از آن هزینه ای دریافت می کنم. و اگر من هرگز آن نقش را به من نمی دادند ، فکر نمی کردم. و من نمی دانم چرا آنها این نقش را به من دادند زیرا خارج از “لری سندرز” ، که نوعی … استیوی گرانت کمی شبیه ساول است ، دیدن چیزی در زندگی قبلی من که من را بهم متصل کند واقعاً سخت است به او فرصتی بزرگ برای ساول گودمن داده شده است (از طرف Breaking Bad و Better Call Saul).

– می خواستم از شما در مورد کار با کانی نیلسن بپرسم. به آن اشاره شده است ، حداقل اینکه او قطعاً کسی است ، به نظر می رسد او شخصیتی است که چیزی پنهان دارد. آیا صحنه های بیشتری را با او ترجیح می دهید؟ همچنین او در “Wonder Woman” نشان داده است که او نیز در صحنه های جنگ حضور دارد. دوست دارید او را ببینید

– بله ، کاملا ، کاملا. بله ، او می تواند سکانس های اکشن را انجام دهد ، او با “Wonder Woman” آموزش دیده است. او تمام آموزش هایی را که من برای حضور در آن فیلم و فیلم های دیگری که او انجام داده ام انجام داده است. کاش می توانستیم کارهای بیشتری با او انجام دهیم. اما یک چیز که درک کلستاد در فیلم های خود انجام می دهد و گوش کنید ، ما در مورد دنباله ای حساب نمی کنیم ، احمقانه است که در هالیوود احساس اطمینان در مورد مواردی از این دست داشته باشیم ، اما او دنیاهای بزرگ را می سازد. او از یک مکان شروع می کند و همیشه در فکر دنیای بزرگتر و کنش بیشتر ، نقشه بیشتر است. بنابراین بله ، من خیلی دوست دارم که کانی کارهای بیشتری انجام دهد و من صحنه هایی را که با هم داشتیم دوست دارم و دوست داشتم که او آن را بازی کرد. و ما در این مورد مطمئن نبودیم ، این سهم او به اندازه دیگران بود ، در نقش بازی کردن شخصیت … شما می دانید نگاه کنید ، شخصیت من در مخفی است ، درست است ، او یک شخصیت دارد ، او تظاهر می کند که یک منظم است پسر اما او بهتر می داند. و چقدر او می داند که ما نمی دانیم اما عکس العمل او وقتی شخصیت من پس از اولین مشاجره بزرگ به خانه می آید و او همه کتک خورده است ، او فقط هیچ واکنشی نشان نمی دهد ، او فقط از او می پرسد که چطور است ، او نگران است ، او نگران است و سپس آن صحنه شیرین وجود دارد که من دوست داشتم با او کنار سینک آشپزخانه بازی کنم ، جایی که او بدن شکسته من را اصلاح می کند (می خندد) و شما فقط احساس می کنید که او این کار را قبلاً انجام داده است ، او قبلاً اینجا بوده است. و شیوه ای که او آن را بازی کرده ، ذکاوتی که به آن وارد کرده ، اعتماد به نفسی که به صحنه آورده و لحظه ای ، هیچ راهی برای دور زدن وجود ندارد ، او این شخصیت را به عنوان زنی ساخت که احتمالاً همان کارهایی را کرده است که انجام داده است یا بیشتر ، ما نمی دانیم اما در آن لحظات با آنچه او در این شخصیت قرار داده است که اگر خوش شانس باشیم می بینیم. یکی از چیزهایی که من در مورد تینا دوست دارم این است که یک فیلم یک فانتزی است ، فیلم به نوعی … مثل اینکه گفتم به این سطح افسانه ای آدم بدی که درک دوست دارد به آنجا برود می رود اما من فکر می کنم هر مادر و پدر به نظر می رسند در مورد بچه های آنها فکر می کند ، شما نمی دانید که من قادر به چه کاری هستم … نه با خشونت … اما شما نمی دانید من قبلا چه بودم ، من قبلاً خونسرد بودم ، من قبلاً یک فرد قدرتمند قدرتمند بودم و اکنون می بینیم من گذشته ای داشتم و ما می بینیم که شخصیت کانی نیز گذشته داشته است ، او بود … من نمی خواهم سعی کنم در آن حدس بزنم.

– چه چیزی باعث می شود شما “مردانه” باشید؟ بگویید شخصیت خود را در “هیچ کس” دوست دارید؟

– خوب من با شما صادق خواهم بود من صبح خیلی تخم مرغ پخته ام و غذاهای زیادی درست کرده ام. بچه های من اکنون 20 ساله هستند. شاید بوکس. (می خندد) احتمالاً افشاگرانه ترین جواب نیست اما بله ، ضربه زدن به چیزی. درسته.

Author: admin