مصاحبه با سارا پالسون برای AKIpress

Tainynewsسرژ راخلین ، عضو انجمن مطبوعات خارجی هالیوود ، به طور اختصاصی برای پروژه هالیوود – آسیا از AKIpress و مدیر جشنواره فیلم لس آنجلس Asel Sherniyazova با سارا پاولسون بازیگر ، شخصیت اصلی سریال Ratched صحبت کرد.


Ratched یک سریال تلویزیونی هیجان انگیز روانشناختی آمریکایی است که در مورد شخصیتی به همین نام از رمان «یک پرواز بر فراز لانه فاخته» ساخته کن کسی در سال 1962 است. این مجموعه توسط اوان رومانسکی ساخته شده و توسط رایان مورفی ساخته شده است ، سارا پالسون را در نقش اصلی بازی می کند و به عنوان پیش درآمد رمان بازی می کند. اولین بار این سریال از 18 سپتامبر 2020 در نتفلیکس پخش شد.

تبریک در مورد یکی دیگر از عملکردهای شما. بیایید در مورد شخصیت شما در سریال صحبت کنیم. نمایش واقعاً درباره خلق یک هیولاست. مضمون اصلی فیلم مشهور 1975 “One Flew over the Lucky’s Lest” همان پرستار بود که پس از آن توسط لوئیز فلچر بازی کرد و علاقه ای به کمک به بیمارانش نداشت. همه او برای ساختن زندگی برای خود علاقه مند بودند. آیا دوست دارید در مورد آن صحبت کنید در شرایطی که چگونه شخصیت شما را در نمایش تعریف می کند؟

خوب ، فکر می کنم هر زمان ، بدیهی است اگر من در مورد شخصیت ، در مورد فیلم و تفسیر اجتماعی آن و همچنین آنچه که از نظر سیستم بهداشت و درمان در ایالات متحده در مورد آن صحبت می کند ، آموزش می دادم ، ممکن است متفاوت از احساسی باشد که باید در آن زندگی کنم آی تی. من قبل از شروع فیلم دوباره ساعت را تماشا کردم و مدتها پیش آن را دیده بودم و دوستش داشتم و کاملاً به پرستار راچ به عنوان یک شرور فکر می کردم. و او شرور فیلم است ، هیچ سوالی وجود ندارد. اما برای من به عنوان یک بازیگر که در آن بازی می کردم ، باید راهی پیدا می کردم که حداقل با آنچه قلب او انجام می داد همسو شوم ، نه آنقدر که ذهن او را بخاطر داشته باشد ، و اگر اگر در پایان کل سریال را تماشا می کنید ، در میانه راه ما به نوعی یاد می گیریم آنچه ما پیشنهاد می کنیم از نظر Mildred اتفاق افتاده است ، نه به عنوان روشی برای توضیح برخی از این رفتارها که می تواند سوال برانگیز باشد ، بلکه از لحاظ زمینه دادن به آن ، از نظر بعضی اوقات که افراد در شرایط بسیار ناامید کننده ای قرار دارند ، خودشان انجام می دهند. من آن را مانند سینتیا نمی بینم یا شاید شما از نظر هیولایی او می بینید ، من فکر می کنم او مطمئناً در “لانه فاخته” یک فرد محدود است ، که من فکر نمی کنم چیزهایی خارج از محدوده آنچه او آموخته است یک پرستار ، و من فکر می کنم که او بیماران خود را مانند مردم نمی داند ، بلکه این است که چگونه او قادر به انجام کاری است که انجام می دهد و بیشتر آنچه در مورد آن است مربوط به پیروی از دستورات روز است. و به یاد داشته باشید در آن زمان ، منظور من احتمالاً در حدود زمان ساخت فیلم در دهه 70 بود ، آنها کمی از این مسئله دور می شدند اما نه کاملاً از نظر آنچه که اکنون تعیین می کنیم وسیله ای وحشیانه برای درمان افراد ذهنی است. بیماری. اما در متن “Ratched” داستان مبدا ، هنوز دهه 40 است ، بعد از جنگ ، بسیاری از کارهایی که با بیماران انجام می شود نوعی درمان پیشرفته است که آنها فکر می کنند برخی از آنها خواهد بود خدمات و برخی از کمک. بنابراین برای من شخصاً ، این یک مطالعه شخصیت در مورد تنهایی و آنچه که برای یک شخص اتفاق می افتد است ، در این مورد Mildred Ratched ، هنگامی که هیچ راهنمایی از طرف اعضای خانواده ، دوستان ، افراد صمیمی ندارد ، در زندگی خود تنها تنها بود ، جدا از بحث مهمترین فرد در زندگی او ، که من نمی خواهم آن را فاش کنم ، اما وقتی نمایش را می بینید ، در مورد آن می دانید. بنابراین برای من بسیار جالب بود که راهی پیدا کنم تا از تمام دیدگاه هایی که درباره شخصیت فیلم دیده ام جدا شوم. و وقتی دوباره به آن فکر کردم و در مورد بازی کردنش بازی کردم ، فکر کردم این زنی است که بهتر نمی داند آنچه را که به او گفته شده زیر سوال ببرد. و برای ارتباط با انسانیت خود را به عنوان مربوط به این است. و همچنین بخشی از نکته در مورد این فیلم این است که ، ما آنقدر عاشق آن شخصیت ها ، بیماران ، شخصیت Danny DeVito و شخصیت Billy and Chief و البته شخصیت Jack Nicholson شدیم که هر شخصی که سعی در لذت بردن از آن دارد خارج از روزگارشان ، وقتی آنها به نوعی زندگی عقیم شده یکنواختی را سپری می کنند ، کسی خواهد شد که ما به عنوان یک بیننده ، مخاطب ، با او مشکل خواهیم داشت. این همان چیزی است که او آنجاست. اما من مطمئناً فکر نمی کنم که او یک هیولا باشد ، من فکر می کنم او کارهای هیولایی می کند ، اما من فکر می کنم او می گوید که او این کار را با هدف بقای خودش انجام می دهد.

چه فرایندی برای شما انجام می شود ، چگونه قبل از شروع بقیه در دوربین فیلمبرداری احساس می کنید چند دقیقه قبل هستید؟

من این س loveال را دوست دارم ، فکر نمی کنم قبلاً چنین سالی از من شده باشد. من فکر می کنم با هر شخصیتی ، قطعاً فکر می کنم خیلی متفاوت است. گاهی اوقات من باید خیلی خیلی ساکت باشم ، گاهی اوقات هرج و مرج یک مجموعه باعث حواس پرتی می شود ، گاهی اوقات وقتی مجبور به انجام کاری بویژه تاریک یا به ویژه احساسی هستید ، نیاز به مسدود کردن همه چیز در اطراف شما است. بنابراین من در این زمینه به نوعی خوب شده ام ، زیرا طی سالهای گذشته رایان مرا مجبور کرده است کارهای بسیار دلهره آور انجام دهم. بنابراین این مفید شده است. اما وقتی صحبت از Ratched شد ، بعضی از آن ها را من واقعاً از عملکرد درخشان لوئیز فلچر برداشت کردم ، که به نوعی فکر می کنم ستون فقرات کاری است که سعی کردم در نمایش از نظر نحوه ایستادن و چطور دستامو گرفتم و آن چیزی که سعی در حفظ احساس کنترل و مهار عصبانیت خودش و غم و اندوه خودش و تنهایی خودش دارد که اتفاقی برای من افتاده است که من برنامه ریزی نکرده بودم ، من از آن بازیگرانی نیستم که ، من بدانید که بازیگران بزرگی وجود دارند که به آینه نگاه می کنند و می روند ، من باید اینگونه باشم و در این مرحله باید نفس خود را بیرون بدهم ، و من اصلاً این کار را نمی کنم ، شاید باید انجام دهم ، اما من این کار را نمی کنم. اما من تازه خودم را در دو روز اول فیلمبرداری از انجام این کار با دستان خود دیدم و فکر کردم آه ، این واقعا جالب است آنچه بدن شروع می کند به شما می گوید برای سکونت در یک چیز باید انجام دهید. و آنچه که من سعی می کنم انجام دهم این است که فقط تا آنجا که ممکن است در برابر تمام انگیزه ها و غریزه هایی که در من شلیک می کنند باز بمانم ، تا بتوانم برای آن آماده باشم ، منظورم این است که در این تولید با جودی دیویس کار می کردم ، که برای من ممکن است بازیگر مورد علاقه من در جهان باشد ، و می دانم که من با او پا به پا می روم ، فقط فکر کردم ، تو بهتر است خواهر شل باشی ، بهتر است برای این کار آماده باشی ، زیرا نمی دانی او چه می خواهد به طرف شما انداختن و این واقعاً هیجان انگیز بود و من فکر می کنم تنها راهی که می توانم انجام دهم این است که فقط مراقب محیط اطراف باشم و تا آنجا که ممکن است از خود محافظت کنم.

شما به عنوان بازیگر حرفه ای طولانی مدت موفق بوده اید. آیا می توانید در مورد لذت کار با بازیگران کاملاً جدید مانند JON JON BRIONES (دکتر هانوفر در “Ratched”) بگویید.

اوه خدا ، هیچ چیز بهتر از این نیست ، زیرا در پایان روز ، هنگامی که شما به عنوان یک بازیگر کار می کنید ، چیزهایی در مورد آن وجود دارد که می تواند کاملاً بیات شود ، به خصوص اگر با همان افراد کار کنید ، هر چقدر هم با استعداد باشید آنها جادویی هستند و من خوش شانس بوده ام که با بسیاری از افراد شگفت انگیز کار کردم. نکته ای که در مورد Jon Jon وجود دارد این است که Jon Jon خسته کننده نیست ، Jon Jon بدبین نیست ، او تمام احساسات ناشی از ناامیدی در زندگی کاری ما را که می توانیم در هنگام موفقیت داشته باشیم بر روی بدن خود ندارد. و سپس یک شکست و شما مرتباً سعی می کنید سوار آن موج شوید. او از حضور در آنجا بسیار خوشحال بود و می دانست که این فرصت شگفت انگیز و این قسمت عالی را دارد و در “ورساچه” بسیار درخشان بوده است. به یاد دارم بعد از تماشای آن رایان را صدا کردم و گفتم چه کسی پدرش را بازی می کند ، این بازیگر؟ او گفت وای خدای من ، این Jon Jon است ، او یک بازیگر باورنکردنی است و من می خواهم که او نقش دکتر هانوفر را در “Ratched” بازی کند ، و من گفتم ، این باعث می شود من خوشبخت ترین فرد جهان باشم. و من فکر می کنم در هر زمان شما با کسی کار می کنید که می داند چقدر خوش شانس هستند که شغل خود را سپاسگزار است که در کنار همه بازیگرانی است که برای آنها کار می کند و با آنها کار می کند و بسیار بازیگر و مبتکر و هیجان زده است و او فقط می آورد ، همانطور که قبلاً گفتم ، او چنین انرژی شادی زنده و شگفت انگیزی را به ارمغان می آورد. و گاهی اوقات در یک مجموعه ، مردم مدتهاست که این کار را انجام می دهند ، درست مثل خدا هستند ، ما تا هر ساعت صبح کار می کنیم و هیچ کس خانواده های آنها را نمی بیند. اما هر وقت در اطراف Jon Jon بودید ، فقط به خود یادآوری می کنید که چقدر همه ما خوش شانس بودیم و او همیشه این کار را کاملاً سرگرم کننده می کرد. و او فکر می کنم او فقط یک بازیگر درخشان و در صورت امکان چنین چیزی حتی درخشان تر باشد. فوق العاده

همه به طور قطع و نه فقط توسط داستان ، اما همچنین با طراحی محصول ، لباس و اتومبیل ، دلباخته می شوند. و شما اساساً در مجموعه زندگی می کردید. آیا آن را به همان اندازه که در صفحه نمایش نگاه می کند ، احساس ظرافت کرد؟ آیا واقعاً احساس می کردید که به دهه 40 منتقل شده اید؟

من کردم و این چیزی است که در مورد رایان (مورفی ، خالق نمایش) وجود دارد. وقتی واقعاً به وسعت کارهایی که او انجام می دهد و چقدر همه آنها متفاوت است نگاه می کنید و با این وجود یک مخرج مشترک وجود دارد ، همه چیز همیشه باورنکردنی به نظر می رسد. و این جودی بکر بود که طراح صحنه بود و به اعتقاد من “Feud” را انجام داد و این فقط برای من بود ، برای من همیشه با لباس شروع می شود ، زیرا این معمولاً همان کاری است که من قبل از پا گذاشتن روی آن انجام داده ام یک صحنه صدا ، بنابراین لباس ها بلافاصله به من کمک کردند تا بفهمم چگونه می خواهم چیزی را قرار دهم. و سپس شما بر روی آن مجموعه و بخشی از بازیگری قدم می گذارید ، قادر به فرو رفتن عمیق در تخیل خود هستید ، من مجبور نیستم کاری انجام دهم. و این مجموعه به اندازه دوربین بود ، آن بیمارستان بود ، تصاحب شد ، حتی نمی دانم چند صحنه صدا داشتیم. و سقفها عظیم و کفها همه ، لمس بسیار زیبایی بود و من مطمئن هستم که همه شما به آن توجه کرده اید زیرا به این نوع چیزها توجه کرده اید ، اما کفها یکنواخت نیستند. مثل این بیمارستان قدیمی ، همه ساخته شده بودند ، ما در بیمارستان تیراندازی نمی کردیم ، بلکه در یک صحنه صدا بودیم. بنابراین این جزئیات کوچکی که جودی انجام داد و رایان اصرار داشت روی سطوح بازتابنده روی زمین و سقف ، همه این موارد ، فقط تصاویر بصری باشد که همزمان با روایت ها یک داستان را روایت می کند. بنابراین برای من ، در هر زمان که با رایان کار می کنید می توانید روی آن حساب کنید و مطمئن باشید که زیبایی شناسی نیمی از کار شما را برای شما انجام می دهد. بنابراین همه ما واقعاً می توانیم مفصل را بدبو کنیم و شما هنوز هم احتمالاً از دیدن آن خوشحال خواهید شد. بنابراین ، این خبر خوب است ، (می خندد) ما می توانیم مردم را کمی علاقه مند کنیم ، زیرا آنها دوست دارند به آن نگاه کنند.

هنگامی که به بخشی از خارج از کشور نگاه می کنید ، هنگامی که فیلم نامه را دریافت می کنید یا وقتی که رایان یا شخص دیگری در مورد یک قسمت به شما می گوید ، کجای آن سوئیچ از انسانیت تا جنون برای شما ظاهر می شود؟ این ، به ویژه با این قسمت به طور واضح چیست؟

من گاهی فکر می کنم … من صادقانه فکر می کنم ، بخشی از من که همیشه احساس می کند ، و من می دانم که من این را قبلاً گفته ام ، اما بخشی از من که همیشه احساس می کنم نمی توانم باور کنم که باید این کار را انجام دهم ، فکر می کنم گاهی اوقات به روشی که من سعی می کنم بفهمم ، آیا این یک فکر بد است که انجام دهم ، آیا این یک بد است … بسیاری از اوقات مردم در مورد نقش هایی که انتخاب می کنند فکر می کنند از این نظر که اگر آنها بازی کنند کسی بازی می کند درک آنها را تغییر می دهد که بعید است یا کسی که فاقد انسانیت است یا همدل یا دلسوز نیست و این نوع موارد واقعاً هرگز به ذهن من خطور نمی کند. من فقط به این نگاه کردم و البته چیزی که ابتدا باید با آن سر و کار داشته باشم نوعی از مدل است که عملکرد لوئیز فلچر است و اینکه چقدر باورنکردنی است و بیشترین وابستگی را دارد … من فکر می کنم او بعد از هانیبال لکتر شماره دو برای بزرگترین شرور سینمایی است چیزی … بدون فشار یا هر چیز دیگری. بنابراین و خود فیلم که فوق العاده بود ، من فقط احساس کردم این یک چیز بزرگ برای گاز گرفتن است و اینکه من واقعاً می توانم آشفته شوم و مردم انتظارات زیادی دارند زیرا آنها شخصیت را دوست دارند. بنابراین فکر می کنم برای من کاری که باید انجام می دادم این بود که فکر کنم ، مثل کاری که با هر شخصیتی انجام می دهم ، او چه می خواهد ، چه چیزی در راهش است ، چگونه می خواهد آن را بدست آورد و در پایان روز چیزی که سعی می کرد برای انجام این کار این بود که با مهمترین فرد زندگی اش متحد شود و او قصد داشت هر کاری را انجام دهد و هر کاری که باید انجام دهد برای تحقق این امر. و او زندگی سوused استفاده شده بسیار تنهایی و آسیب دیده ای را تجربه کرده است که تفکر خاصی ایجاد کرده است که ممکن است سالم ترین نباشد. بنابراین من فکر نمی کنم که به این فکر می کردم که چگونه خوبی او را در مقابل قسمت تاریک ترش پیدا کنم ، فکر می کنم همه ما ، شاید نه به حدی که Mildred Hatched داشته باشد ، ما آن چیز را در همه ما داریم ، یعنی ، من نمی خواهم شیطانی بگویم بلکه خوب و بد ، فرشته کوچک و شیطان روی شانه تو. و گاهی به یکی گوش می دهیم و گاهی به دیگری گوش می دهیم. و امیدوارم اگر شما در یک روش خوب و قوی خوب کار می کنید ، بیشتر از موارد خوب به خوبی گوش می دهید. اما بسیاری اوقات ، همانطور که فکر می کنم در این داستان درست است ، تنهایی او و تمایل او به تعلق به جایی در واقع انگیزه بیشتر انتخاب های اوست.

پس از اولین قسمت ، یک نفر می تواند در مورد نمایش این زنان به عنوان خلاقیت های دیابولیک با آرزوها ، انتقام جویی ها ، به عنوان زنان شکسته فکر کند. سپس به آرامی یک نفر می تواند ببیند که در واقع مردانی که با قدرت بازی می کنند همه بازی ها را دارند. و سپس در پایان می بینید که خشونت منسجم در برابر زنان همیشه در آنجا بوده است. بله ، در سریال های ما در دهه 40 هستیم اما البته امروز معتبر است. شما در مورد آن چه فکر میکنید؟

آره. در همان زمان من می گویم ، مطمئناً در پایان ، آنچه شما در نهایت احساس می کنید ، رفاقت بین سه قهرمان زن (زن) است ، از نظر همسویی و دوستی ، پرستار باکت و Gwendolyn و Mildred. اما من می شنوم که شما چه می گویید و به خاطر پول من فکر می کنم رایان همیشه به این موضوع علاقه مند است و او بیشتر علاقه مند به گفتن داستان های زنان و انواع حاشیه نشین ها و فراموش شده ها و این نوع تروپ هایی است که شما گاهی بدست می آورید. در قطعات ژانر به خصوص و بعضی اوقات تاریخی فکر می کنم پیچیده باشد. اما من نمی دانم … من قطعاً منظور شما را می دانم اما نمی دانم که هیچ روش دیگری در پشت آن وجود داشت یا موضع سیاسی خاص یا موضع گیری فمینیستی به غیر از این واقعیت که او مایل بود آن را ایجاد کند و از آن فرار نکند از آن واقعیت من فکر می کنم که مطمئناً ، شاید نه به تمام شیوه های افراطی که در نمایش به تصویر کشیده شده است اما زنان هر روز با این نوع تبعیض و خشونت نسبت به آنها روبرو می شوند. بنابراین مطمئناً آنقدر که ممکن است در این نمایش خاص افراطی باشد اما اتفاقات وحشتناکی نیز برای ادموند (برادر رچچر) رخ می دهد ، فقط Mildred نبود ، وقتی بچه بودند بسیار وحشتناک بود اما برای هر دو آنها

ما را از طریق یک بیت کمی فقط در مورد خلق و خوی همه کسانی که بخاطر این که با برخی از مواردی که در مورد آن روبرو هستید تصور کنید و تصور کنید که این ذهنیت منفجر است ، راه بروید.

بله ، و من باید به شما بگویم که از سرگرم کردن ، کوری (بازیگر کوری استول ، کارآگاه وین رایت) و من ممکن است چند بار بخندم. از آنجا که هر بار که مجبور شدم آن سخنرانی را درباره آنچه اتفاق خواهد افتاد ، بگویم ، آیا او مرا در آستانه خانه رها می کرد ، کودک در آستانه خانه می ماند و با شلوار پایین مچ پا و پوچ بودن آن حتی برای ما از بین نرفته بود هرچند که ما آن را بازی می کردیم. و چند بار انجام شد ، مخصوصاً در ابتدای کار که ما واقعاً … و سپس من می شنیدم که رایان در دهکده ویدیویی می خندد ، زیرا او آن قسمت را کارگردانی می کرد ، من می توانستم او را بخندم. و من بودم ، شما می دانید که کمک نمی کنید ، می شنوم. و او بود ، اما برای من واقعاً خنده دار است. و من ، خوب ، بیا مانیتور خود را از درب دورتر قرار ده ، زیرا من با شنیدن خنده ات ، فقط آن را گم کردم. بنابراین رقص و تصویربرداری آن چیزی بود که … این کاری است که رایان چنان درخشان انجام می دهد ، او همانطور که نگاه می کند به فیلمنامه نگاه می کند … من مطمئن هستم که او شب قبل روی آن کار می کند اما بگذارید بگوییم که این کار را نمی کند و او وارد کار می شود تنظیم شد و از طرفین سر خورد ، به اطراف نگاه کرد و گفت ، خوب من می خواهم شما اینجا باشید ، دوربین اینجا خواهد بود ، شما اینجا می ایستید ، خوب شاید به تخت بروید ، دست خود را اینجا می گذارید ، سپس می گیرید … او فقط خیلی … او به نوعی در حال فهمیدن است. و کوری یک بازیگر تئاتر از نیویورک است که من مدتهاست او را می شناسم ، او واقعاً یک بازیگر فوق العاده است و برای همه چیزهای حیوان دست ساز که در جهان رایان مورفی اتفاق می افتد بسیار سرحال بود. اما ما این کار را کردیم ، من مطمئن هستم که تعداد زیادی از افراد ما فقط در یک لحظه جدیت جدی وجود دارند و پس از آن یکی از ما فقط آن را از دست می دهد زیرا کاملاً فرقی نمی کند …

در این مرحله ، کارهایی که باید انجام دهم تبدیل درمانی ، آویزهای کت در مکانهای غیرقابل ذکر ، همین چیز ، گشت زدن با کلاه گیس مارسیا کلارک ، او دیگر می خواهد با من چه کاری کند تا احساس تحقیر و خجالت کنم؟ مطمئن نیستم. من مطمئن نیستم ، این سوال را ایجاد می کند که اگر او حتی من را دوست دارد ، باید بگویم. (می خندد)

یک دینامیک جالب وجود دارد که در میان OSGOOD MILDRED RATCHED و LENORE وجود دارد که توسط SHARON STONE بازی شده است. آیا می توانید در مورد صحنه ای که با سنگ شارون شلیک می کردید صحبت کنید؟

خیلی ممنون بابت سوال. به یاد دارم وقتی رایان با من تماس تلفنی گرفت و گفت ، من فقط با شارون استون شام خوردم و او “Ratched” را انجام می دهد. و من رایان بودم ، شما قرار است چند نفر را در این نمایش قرار دهید و یک نفر پس از دیگری افسانه تر است. و من فقط ، نمی دانم که چگونه می توانم همه کارها را مدیریت کنم ، این کاملا ترسناک و مهیج و مهیج است. و من هنوز نمی دانستم ، شارون وارد نمی شود تا زمانی که فکر می کنم قسمت 3 این است؟ من فکر می کنم این قسمت 3 است. بنابراین من این فیلمنامه ها را نداشتم که شنیدم او قصد انجام این کار را دارد ، بنابراین من دقیقاً مطمئن نبودم که او کی بازی می کند و شخصیت های ما چگونه تعامل خواهند داشت. اما باید به شما بگویم ، نکاتی که در مورد شارون استون وجود دارد و من می دانم که بسیاری از مردم می دانند که او چقدر باهوش است ، اما او یک بازیگر فوق العاده ، فوق العاده است و فوق العاده حضور دارد و فوق العاده زنده و بسیار مبتکر و خودجوش است. و او شخصیتی را بازی می کرد که بدیهی است بزرگتر از زندگی است و دارای آن میمون است ، که فکر نمی کنم من هرگز صحنه ای را با میمون ساخته ام یا در یک اتاق با میمون بوده ام ، انجام کاری جز نگاه کردن به آن سخت است. میمون و اگر قرار است در یک صحنه با میمون حضور داشته باشید تنها شخص دیگری که می خواهید در یک صحنه حضور داشته باشید شارون استون است. بنابراین من کاملاً مطمئنم که در آن صحنه های شارون استون و آن میمون هیچ کس به من نگاه نمی کند. هیچ کس به من نگاه نمی کند ، هیچ کس به میلدرد در آن لحظه اهمیت نمی دهد ، زیرا یک میمون وجود دارد و شارون استون ، نقطه توقف است ، و به هر چیز دیگری اهمیت می دهد. و من کسی را سرزنش نمی کنم که چنین احساسی دارد زیرا باور کنید من مثل این بودم ، این شارون است ، آن میمون است ، شارون است ، آن میمون است. این خیلی سخت بود … خودم خرج می شد… و من فیلم های زیادی از من با آن میمون و من و شارون با آن میمون دارم و این خیلی واقعاً بود … من این را مرتب می گفتم اما خجالت واقعی ثروت هر روز بود با این بازیگران خارق العاده کار می کند و مردان فوق العاده ای نیز در این نمایش حضور دارند اما این فقط یکی پس از دیگری بازیگر عالی است. و این گواه درخشش رایان و تمایل مردم به همکاری با او است. اما شارون به نظر من بسیار سرگرم کننده بود و ما از زمان پایان نمایش با هم دوست شده ایم و با هم شام خورده ایم … مطمئناً در چند ماه گذشته نبود ، اما من او را خیلی دوست دارم. او به من مشاوره شغلی باور نکردنی و مشاوره مالی و مشاوره شغلی و مشاوره زندگی می دهد ، او واقعا باهوش ، واقعاً سخاوتمند ، واقعاً دلسوز است و من فقط نمی توانم در مورد او حرف کافی بزنم. من عاشقش هستم

من نمی توانم چیزهای زیادی در این مورد به اشتراک بگذارم اما فقط این است که راحت باشم و جای خود را در کهکشان چیزها داشته باشم و به اندازه کافی اعتماد به نفس داشته باشم تا قدم در آنچه او احساس می کرد من به دست آورده ام و حق داشتن خودم را دارم بپذیرم. به مکانی از زندگی کاری خود رسیدم که می توانم چیزی را تولید کنم و می توانم مسئول لحن چیزی باشم و فقط مرا تشویق می کنم که این کار را بیشتر انجام دهم و بیشتر به دنبال آن نوع فرصت در کار خود باشم. او فقط زنی است که واقعاً زنان دیگر را جشن می گیرد. و من فکر می کنم از این طریق برای او سخت بوده است.

Author: admin